تبليغاتX
نواخانه
گفت‌وگو با مليحه سعيدي یکشنبه دهم آبان 1388 7:24
قهر صدا و سيما با ساز تمامى ندارد

حتما شده که شما هم با افرادى برخورد کنيد که خستگى نمى‌شناسند. گويا هيچ‌وقت خوابشان نمى‌برد و با نشستن ميانه‌اى ندارند. بى‌قرارند و اين شايد گاهى يک نفر آرام را به هم بريزد. مليحه سعيدى از آن دسته بانوانى است که هرجا او را ببينيد نشانه‌هاى زيادى از تلاش و حرکت را در او خواهيد ديد....

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

گفت‌وگو با مسعود زرگر سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 14:46
با ‌محدوديت ره به جايى نخواهيم برد

تاريخ يعنى ديروز و ديروز يعنى هميشه و امتداد. امتداد يعنى استمرار بودن و بودن يعنى اصالت. هميشه در هر سرزمينى حضور پررنگ تاريخ و حفظ منابع تاريخى مى‌تواند متضمن بسيارى از چيزها باشد که مى‌توان از آنها تحت عنوان فرهنگ ياد کرد. بى‌شک وقتى يک قوم از فرهنگى غنى برخوردار باشد، از ثبات و قدرت بيشترى هم برخوردار خواهد بود. اما، امان از روزى که حاکمان و سياستگذاران خواسته و ناخواسته تصميم بگيرند بخشى از تاريخ سرزمين خود را ناديده بگيرند. البته گاهى هم پديده‌هاى ثانويه موجب مى‌شوند، کسى به سمت ثبت و ضبط حوادث و رخدادها نرود. به هر روى عدم ثبت تاريخ نتايج و تبعات خوبى درپى نخواهد داشت. مسعود زرگر يکى از دست به قلمانى است که ضرورت ثبت ترانه‌ها براى قوت تاريخ موسيقى را خوب درک کرد و شخصا به سمت تحقيق و پژوهش در اين زمينه رفت. کتاب‌هايى نظير جاودانه‌هاى 1و 2 (تصنيف‌ها و ترانه‌هاى خاطره‌انگيزى که تا 10جلد ادامه خواهد داشت) راز شمع(مجموعه‌اى از ترانه‌هاى ماندگار داريوش رفيعى به انضمام زندگى‌نامه، معرفى و نقد آثار، عکس و ...) قبيله ليلي(مجموعه‌اى از ترانه‌هاى ماندگار عباس مهرپويا به انضمام زندگى‌نامه، معرفى و نقد آثار) سکوت گويا(مجموعه‌اى از ترانه‌هاى ماندگار مرحوم ايرج بسطامى به انضمام زندگى‌نامه، معرفى و نقد آثار، عکس و ...) بهاريه‌ها- نوروزخوانان و خنياگران بهار(مشتمل بر 250 ترانه بهار) نغمه‌هاى ماندگار 1 و 2 (بيست ترانه ملى و سنتى خاطره‌انگيز به انضمام نت ترانه که تا 50 جلد ادامه خواهد داشت) و 12 جلد نغمه‌ها(ترانه کودکان) حاصل زحمات زرگر تاکنون است. اما اينها همه آنچه که زرگر تا به حال انجام داده، نيست. کتاب‌هاى ديگرى را آماده کرده که با اين وضعيت بازار کتاب و بحران‌هاى موجود خيلى نمى‌توان به انتشار آنها اميدوار بود. با اين وجود زرگر همچنان کار مى‌کند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

موسيقى به مثابه تفکر

 موسيقى معاصر، موسيقى خلأ و خلسه است و درواقع به تناسب روزگار ما شکل يافته است. تناسب نه از آن باب اينکه حتما با زندگى امروز ما همراه است اينکه شايد گاهى ساز مخالف هم بزند- اما شک نکنيد که مولود و تابع جهان امروز است. از اين روست که علاوه بر پيچيدگي، بسيار وهم‌انگيز و بيهوده نماست. در غرب تلاش‌ها- مثل اغلب اوقات- زودتر شروع شد تا موسيقى از آن پوسته کلاسيک و از پيش تعيين شده بزند بيرون و حالا شايد آثار پيچيده موسيقى معاصر برايشان آشناتر باشد. اما اين اتفاق براى ما هنوز نيفتاده است و به‌رغم اينکه ديگر در دنياى امروز زمان بى‌معنا شده و همه چيز در آن واحد تکثير مى‌شود، ما داريم شروع مى‌کنيم به خلق موسيقى‌هايى بى‌مرز و پرتجربه. ازجمله اين آثار آلبوم «نقاشى موسيقي» است که آنکيدو دارش آن را ساخته است. آنکيدو دارش؛ نوازنده ويولن‌سل است اما به تدريج به سمت آهنگسازى رفته و ترجيح داده که بيشتر در عرصه موسيقى تئاتر- بخصوص- و موسيقى فيلم کار کند. آخرين کار او که اجرا شد و به روى صحنه آمد «متابوليک» به کارگردانى آتيلا پسيانى بود. حالا او يکى از آهنگسازهاى مطرح عرصه تئاتر است که دارد در يک پروژه مشترک تئاترى ميان آلمان و ايران کار مى‌کند و قرار است موسيقى آن نمايش را بسازد. به مناسبت انتشار آلبوم «نقاشى موسيقي» سراغ او رفتيم و گفت‌وگويى با او انجام داديم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

شنونده باید عاقل باشد

«ارکستر ملى پاييز هم برنامه ندارد» اگرچه باتوجه به شرايط موجود اين خبر خيلى عجيب نيست اما در عرصه موسيقى اين روزگار؛ مهم است و هشداردهنده. درحاشيه عدم اجراى برنامه ازسوى ارکستر ملي؛ مدير داخلى اين ارکستر گفته است که کنسرت ندادن ارکستر پرطرفدار موسيقى ملى هيچ دليل خاصى ندارد. اينکه نداشتن برنامه ازسوى ارکستر ملى آنهم براى سه ماه نياز به دليل خاصى دارد يا خير را به اين نفسير ارجاع دهيم که «شنونده بايد عاقل باشد» اما مهم‌تر اين برداشت؛ تلاشى است که دست اندرکاران موسيقى کشور درپيش گرفته اند تا سکوت کامل موسيقى در کشور در ماه هاى اخير را توجيه کرده و آن را به دلايل واهى نسبت دهند. طبيعى است که اين خبر در دل خود بيانگر اتفاق‌هاى ناخوشايندى است که اين روزها در عرصه فرهنگ افتاده و خواهد افتاد. اينکه چطور مى‌شود يک ارکستر دولتى بى هيچ دليلى فعاليت‌هاى اجرايى‌اش را تعطيل مى‌کند و درحد يک تشکل ادارى به حياتش ادامه مى‌دهد، گوياى اين نکته است که سياست آنقدر در هستى ما ايرانيان نفوذ کرده است که موجوديت هنر اصيل و تعالى بخشى مثل موسيقى هم درگرو مصلحت‌انديشى‌هاى عده‌اى يکجانبه نگر و انحصارطلب افتاده است که قرار است به عنوان قيم براى تمام فرهنگ وهنر اين سرزمين تصميم بگيرند. التهاب‌هاى سياسى و اجتماعى ماه‌هاى اخير و مسائلى که پيرامون عرصه فرهنگ و هنر به وجود آمد به تدريج موسيقى را به کج راهه اى برده است که حاصلش چيزى جز ياس و مهاجرت موسيقى نخواهدبود. اين مى‌شود که خيلى‌ها ترجيح مى‌دهند براى توليد و ارائه موسيقى پا به دنياى ديگرى بگذارند. سرزمينى که در آنجا بتوان موسيقى را پى گرفت، بى‌آنکه آن را يک فعاليت سياسى تلقى کرد و اگرهم چنين بود ديگر خبرى از حذف و نگاه‌هاى سنگين حذف‌کنندگان نبود. فارغ از اينکه موسيقى به عنوان يک هنر اصيل در ايران هميشه همپاى زندگى اجتماعى مردمان اين سرزمين بوده است، نبايد از کارکردهاى حضور آن در زندگى فردى مردم غافل بود. درشرايطى که گرفت و گيرهاى رنج‌آور سياسى و حوادث اخير؛ کام بسيارى از همين مردم را تلخ کرده است، رفتن به سالن‌هاى کنسرت مى‌تواند آنها را از اسپاسم‌هاى روانى خارج کند و جامعه را در مسير تازگى و شادابى و اميد قرار دهد. اما اينکه چطور مى‌شود موسيقى از سياست سردر مى‌آورد و يک ارکستر قديمى چهل پنجاه نفره ماه‌ها بيکار مى‌ماند، خودش داستانى است که آغازگرش نگاه تماميت خواه دولتى است که همه چيز در آن بايد يک شکل و يکدست باشد. طبيعى است که در چنين انديشه‌اي، رشد و زوايايى معنايى ندارد و همه پديده‌ها به شکل رنج‌آورى يکسانند. اصولا فرهنگ و هنر در فضايى مى‌تواند به حيات خويش ادامه دهد که بتواند ديدگاه‌هاى متفاوت و تجربه‌هاى مختلف را تجربه کند. وقتى قرار است تکثر جاى خود را به انحصار بدهد و هر اتفاقى از خروجى نگاه يکسويه دولت بيرون بيايد، ارکستر ملى هم بى‌بهانه سه ماه کنسرت نمى‌دهد و خيلى‌ها براى کنسرت دادن به ينگه دنيا مى‌روند. اما اين داستان وقتى ابعاد تراژيک‌ترى پيدا مى‌کند که مديران فرهنگى دولت دهم با چينى‌ها به توافق برسند تا ارکستر ملى در چين برنامه بگذارد. چراغى که به خانه رواست، به مسجد حرام است. به راستى چه مى‌شود که ارکستر ملى بى‌دليل در ايران کنسرت نمى‌دهد اما قرار مى‌شود در چين کنسرت بدهد لابد بعداز اين ارکستر ملى چين مثل هزاران کالاى چينى به ايران راه پيدا مى‌کند تا پس از اين ما به تماشاى کنسرت‌هاى چينى بنشينيم.

اينجاست که انسان ناچار مى‌شود ذهنش را به سمت مناسبات سياسى اقتصادى دو کشور ببرد و با خودش فکر کنند مگر در اين ميان چه اتفاقى افتاده است که هنر اين دو کشور به هيچ بهانه‌اى به هم ربط پيدا مى‌کنند. و اين زمان است که مى‌شود فهميد؛ موسيقى هم به راحتى مى‌تواند سياسى باشد.
اما در پايان روى سخن با وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى است که توقع مى‌رود با چشمانى هميشه باز اجازه ندهد که هنر ملعبه دست سياست‌پيشگانى شود که هميشه همه چيز را انتفاعى مى‌خواهند و هيچ وقت به فکر حفظ فرهنگ غنى ايرانى اسلامى اين مرز و بوم نيستند. بهتر آن است که موسيقى به جريان عادى حيات خود بازگردد و مديران ارشد فرهنگى در اين شرايط ريکاورى براى بهبود حال موسيقى فراهم کنند.
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

گفت‌وگو با سهراب پورناظري دوشنبه سی ام شهریور 1388 8:58
دشوارى و هراس مضاعف

 

وقتى به روند زندگى هنرى پورناظرى پدر فکر مى‌کنم، مى‌بينم که از آغاز تلاش کرده است برخوردى ديگر با موسيقى سرزمين خودش، کرمانشاه، داشته باشد. او فقط تنبور را دنبال نمى‌کند بلکه تار زدن را هم مى‌آموزد. قدم به قدم هرچه پيش مى‌رود ميل او به ديگر شدن و تازه بودن را بيشتر مى شود. طبيعى است فرزندى هم که درکنار او رشد مى‌کند با آموزه‌هاى پدرى چنين؛ رشد و نمو مى‌کند. به خاطر دارم يکبار درخدمت کيخسرو پورناظرى و با ايشان درباره تفاوت‌هاى دو فرزندش (تهمورس و سهراب) صحبت مى‌کردم. گفتم سهراب؛ شوريده است و تهمورس؛ منطقي. پورناظرى پدر حرف من را پذيرفت و گفت که فرزندانش دو وجه از شخصيت او هستند که هريک بيانگر آن بعد شخصيتى او هستند. سهراب؛ شوريده است و تلاش مى‌کند اين شوريدگى را به سمت خلاقيت ببرد. او پس از تجربه با گروه شمس و ساخت قطعاتى بسيار شورانگيز و همکارى با کوارتت زهى به تازگى پا در مسيرى تازه گذاشته است و آن؛ ساخت موسيقى فيلم است که آن هم با استقبال در جشنواره گذشته مواجه شد. او پس از ساخت فيلم ساخت موسيقى فيلم «بى‌پولي» دو تجربه ديگر داشته است که هردوى آنها تله فيلم بوده و اتفاقا يکى از آنها از ساخته هاى حميد نعمت‌الله (کارگردان بى‌پولي) است به نام «بيا از گذشته حرف بزنيم». نبايد فراموش کرد که سهراب تغيير کرده است حتى اگر خودش معتقد باشد زود است که بتوان عميقا وارد اين حوزه شد...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

رندان سلامت می کنند

اينــکه بخواهيم يا حتى بشود هنر را فارغ از مقوله‌هاى اجتماعى نگاه کرد از اساس کارى نادرست به نظر مى‌رسد. دليلش هم حضور عنصرى به نام مخاطب است که علاوه بر حيات معنوى فردي، ناخواسته حيات اجتماعى هم دارد. پس هنر ناگزير از تعامل با پديده‌ها و عناصر اجتماعى است. در اين رهگذر موسيقى در کشور ما بنابه همان دلايل اجتماعى و در عين حال فرهنگى از جايگاه اجتماعى خاصى برخوردار است. از سوى ديگر، وابستگى شديد موسيقى ما به عنصر کلام اين موضوع را تشديد مى‌کند. در واقع موسيقى به عنوان يک هنر با جنبه‌هاى اجتماعى بالا در تاريخ معاصر ما نقش‌هاى مهمى ايفا کرده و هميشه در زندگى مردم جارى بوده است.

محمدرضا شجريان يکى از هنرمندانى است که در سال‌هاى انقلاب با حضور در مجموعه آثار چاووش و خواندن سرودهاى انقلابى نشان داد که در مواقعى که احساس کند، براى حرکت‌هاى اجتماعى هنرش را خرج مى‌کند.اما تقارن زمان انتشار آلبوم رندان مست با اتفاقات اخير،صفحه جالبى را در زندگى هنرى شجريان رقم زد. «رندان مست» يک چرخش در آثار شجريان محسوب مى‌شود که پس از سال‌ها همکارى نکردن با گروه‌هاى بزرگ دست به چنين اقدامى زد. افزون بر اين حضور در کنار جوانان-که شجريان تا کنون چنين کارى نکرده است- و رونمايى از سازهاى ابداعى در اين رپرتوار، موجب شد فضايى پيرامون اين آلبوم شکل بگيرد که مردم را تا حدودى نسبت به گذشته مشتاق‌تر کند. آلبوم قبلى شجريان (آه، باران) آنچنان که بايد توقع مشتاقان شجريان را برآورده نکرد و همين موضوع آنها را منتظر انتشار آلبوم بعدى کرد.
«رندان مست» اگرچه از جنبه‌هاى بسيارى يک اثر قابل توجه است اما بايد آن را در کنار کارهايى از شجريان قرار داد که پيش از اين نمونه‌هاى بهترى از آن ديده بوديم.اما چه مى‌شود که اين آلبوم در عرض چند روز به يکى از آثار پرفروش شجريان و بازار موسيقى در ايران تبديل مى‌شود. اينجاست که پاى تاثير متقابل اجتماع بر موسيقى و موسيقى بر اجتماع به ميان مى‌آيد. اعلام اعتراض شجريان نسبت به عملکرد صداوسيما مقدمه خوبى براى توجه مردم به او شد. ايستادگى‌ها و تصميم‌هاى متهورانه او در شرايط مختلف اجتماعى از وى شخصيتى ساخته است که بسيارى از مردم براى تصميم‌هاى او ارزش بسيارى قائلند و او نيز نسبت به اين مسئله آگاهى کامل دارد. تمام اين حواشى اصل را تحت تاثير قرار داد تا آلبوم رندان مست با وجود اينکه ربطى به ماجراهاى اخير ندارد يک اثر پرفروش شود. اما ماجرا به همين جا ختم نشد. او در يکى از کنسرت‌هاى تور اخير خود با اجراى «رزم مشترک» (همراه شو عزيز) نشان داد که شرايط جارى او را به قدرى آزرده کرده است که ديگر با صراحت تمام دست به اعتراض مى‌زند. دامنه اين اعتراض به جايى رسيد که در پخش زنده يک مصاحبه تلويزيونى با يک رسانه خارجى به گفت‌وگو نشست و بى‌رودربايستى بسيارى از چيزهايى که دوست داشت را مطرح کرد. اين مى‌شود که از فرداى آن مصاحبه فروش « رندان مست» روزبه‌روز بيشتر مى‌شود و فضاى انتقادى سازنده در پيرامون اين اثر شکل نمى‌گيرد. نبايد فراموش کرد که اين حرکت شجريان با يک گروه جوان و بحث سازهاى تازه خيلى به نقد و بررسى نياز دارد و نبايد قربانى حواشى شود.

نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

گفت‌وگو با عاصمه فندرسکى شنبه بیست و یکم شهریور 1388 10:16
ديسکو گرافى راهى براى ساماندهى تاريخ موسيقي

عاصمه فندرسکى در حوزه موسيقى ايرانى از آن دسته بانوانى است که تلاش‌هاى بسيارى کرده است تا فرهنگ موسيقايى اصيل در ايران را حفظ کند و در اين مسير تلاش‌هاى فراوانى کرده است. شايد نخستين تلاش او براى پيوستن به قافله پاسداران موسيقى ايرانى يادگيرى و آموزش آن است که فندرسکى اين کار را انجام داد....

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

گفت‌وگو با مرتضى فلاحتى (بامداد) شنبه هفتم شهریور 1388 12:44
ديگر نمى‌شود آواز مفصل خواند

حقيقت اين است که در سال‌هاى اخير موسيقى آوازى ما به سمتى گام برداشته است که آن سنت کلاسيک آوازخوانى به شيوه قدماى قاجاري، جاى خود را به يک کمرنگى آوازى داده است. در شرايط حال بسيارى از آهنگسازان و حتى خوانندگان- که خودشان سال‌ها در محضر بزرگان آواز دست به سينه نشسته‌اند و گوشه به گوشه رديف را فراگرفته‌اند- بر اين عقيده‌اند که ديگر نمى‌شود يک ساز و آواز نيم ساعته سنتى اجرا کرد و عملا دليلشان اين است که اين مقوله از حوصله مخاطب خارج است. اين روند در سال‌هاى اخير شتاب تندى به خودگرفته است. اينکه اين اتفاق براى موسيقى ايرانى خوب است يا نتايجى زيان‌آور به بار خواهد داشت مقوله‌اى است که بايد مورد بررسى قرار بگيرد. اما در اين موضوع شکى نيست که دنياى پرشتاب امروز ديگر ريتم‌هاى کند را نمى‌پسندد. پس بايد ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

گفت وگو با مرتضی گودرزی نوارنده دوتار سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 13:48

اگر ساز نباشد خواننده نیستم

فارغ از اينکه موسيقى رسمى ما وامدار موسيقى بومى است، اين موسيقى در سال‌هاى اخير به نوعى با بى‌مهرى‌هايى مواجه شد که خيلى‌ها را دل‌آزرده کرد. اما با تمام اين مسائل هنوز هستند هنرمندانى که با عشق و علاقه تمام قدم در راهى گذاشتند که پيش از اين بزرگان بسيارى در آن به تعالى روح مشغول بوده‌اند. موسيقى شمال خراسان به سبب داشتن پشتوانه‌اى بسيار غنى توانسته فرزندان برومندى را پرورش دهد که هنوز راه استادانشان را مى‌روند. مرتضى گودرزى يکى از اين جوان‌هاست که امروز آلبوم «رهگذر» سومين اثر خود را منتشر کرده است. او در دو کار واپسين خود «ابريشم طرب» و «رهگذار» به تدريج به سمت بداهه‌نوازى‌اى رفته که رنگ و بويى ديگر دارد و به قولى شهرى‌تر و به قول خودش تميزتر شده است. همکارى او با حسام اينانلو که کمانچه‌نواز توانايى است؛ مجموع کار را به يک اثر خلاق بدل کرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |

گفت و گو با حسام الدین سراج سه شنبه بیستم مرداد 1388 11:55

آوازخوان با دلش مي‌خواند

 حسام‌الدين سراج، در طول نزديك به 3دهه حضور در موسيقي ايراني آهسته و پيوسته كارش را پي گرفته و كمتر دچار نوساناتي بوده كه دوستانش در طول اين سال‌ها گرفتارش بوده‌اند.

او در مكتب هنري اصفهان، آواز را آموزش ديد و همين موضوع سبب شده كه حال و هواي مناسبي را در آثارش ارائه كند. اما اين گرايش به مناسب‌خواني و آشنايي با تلفيق صحيح شعر و موسيقي سبب نشده است كه او به شيوه پيشينيان خود آواز بخواند. صدا و لحن متفاوت سراج در ارائه آواز از شخصيت هنري او تعريف ديگري مي‌دهد كه ردپاي آن را مي‌توان در آثارش جست.

 با اين وجود وقتي سراج از اركسترها و گروه‌هاي كاملا ملي فاصله گرفته و قالب‌هاي ديگر را تجربه كرده، كارش با اقبال عمومي بيشتري مواجه شده است. او به تازگي‌ اثري تحت عنوان قصه گيسو به آهنگسازي رامين كاكاوند منتشر كرده كه بهانه ما براي گفت‌وگو با وي شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود توسلیان  | لینک ثابت |